| شنبه 23 تیر 1403
همه چی دی ال | دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال
دانلود رمان سراب من به قلم فرناز احمدلی با لینک مستقیمدانلود رمان سراب من نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا موضوع رمان: عاشقانه، طنز، اجتماعینویسنده رمان: فرناز احمدلیتعداد صفحات: 2682 رمان س
صفحه اصلی / رمان / دانلود رمان سراب من از فرناز احمدلی pdf رمان با لینک مستقیم

دانلود رمان سراب من به قلم فرناز احمدلی با لینک مستقیم
دانلود رمان سراب من نسخه کامل پی دی اف، اندروید، آیفون، جاوا

موضوع رمان: عاشقانه، طنز، اجتماعی
نویسنده رمان: فرناز احمدلی
تعداد صفحات: 2682

رمان سراب من
خلاصه رمان: عماد بوکسور معروف ، خشن و آزادی که به هیچی بند نیست، با وجود چهل میلیون فالوور و میلیون ها دلار ثروت همیشه عصبی و ناارومِ…..بخاطر گذشته عجیبی که داشته خشونت وجودش غیرقابل کنترله انقد عصبی و خشن که همه مدیر برنامه هاش سر یه هفته فرار می کنن و خودشونو گموگور می کنن. تا وقتی که پای سراب به عمارتش باز میشه…مدیربرنامه جوون و آرومی که طلاق گرفته و یه دوقلو داره دختری که زندگیش بخاطر عقاید قدیمی یسریا جهنم شده. تنها چیزی که می خواد خوشبختی و آرامش بچه هاشِ…


قسمتی از متن رمان سراب من 

عماد: سلامت باشی پاشو بیا تا این رامان گشنه نرسیده میزو جارو نکرده….. رفت دستشویی دستو صورتشو شست موهاشم شونه کرد و بیرون رفت…. عماد و بچه ها پشت میز نشسته بودن کنارشون نشست. کلی زحمت دادیم بهت…. سر تیارارو نوازش کرد: موهاتو شونه کردی؟!؟ خیلی آروم شونه می کنه…اوهوم عمو عماد کرد اصلنم دردم نگرفت. عماد یه لقمه کوچیک به تیارا داد : بخور…. همون لحظه در باز شد و صدای بلند رامان تو سالن پیچید.

روز پز از خشونتتو شروع کردی… صب بخیر گوزن وحشی من. با تعجب به صحنه رو به روش خیره شد. خیلی عجیب بود شبیه خانواده های واقعی بودن. اوا چقد زود اومدید….. از منم زودتر اومدید. عماد: سروصدا نکن اول صبحی…رامان با تعجب رو صندلی نشست : تو درست کردی؟!؟؟! اره… یه لقمه دیگه به تیارا داد. رامان: شبیه باباها شدی… عماد: اوهوم بهم میاد. سراب بهت زده به حرفاشون گوش می داد. بابا خوبی میشی…

عماد: میدونم بخور دیگه…. رامان یه لقمه بزرگ گرفت: شبیه خانواده ها شدید…عماد چشم غره ای بهش رفت نمیخواست مستقیم به این چیزا اشاره کنه. نباید سرابو فراری می داد یا معذب می کرد. نمی خوری پاشو برو پی کارت…. رامان با دهن پر خندید: چرا انقد زود اومدی؟!؟!؟ سراب: زود نیومدم دیشب اینجا بودیم….. لقمه پرید تو گلوش بلند سرفه کرد خم شد و لیوان عماد برداشت چایی داغو یه نفس بالا رفت: اخخخ سوختممم…. عماد بی توجه به دیوونه بازیاش آروم به بچه ها…

  • اشتراک گذاری
نظرات این مطلب
کد امنیتی رفرش
مجوز ها
آمار سایت
  • آمار مطالب
  • تعداد مطالب : 323
  • تعداد نظرات : 0
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 9
  • اعضا آنلاین : 0
  • تعداد اعضا : 0
  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 934
  • بازدید دیروز : 3,120
  • آی پی امروز : 409
  • آی پی دیروز : 1505
  • گوگل امروز : 240
  • گوگل دیروز : 938
  • بازدید هفته : 22,606
  • بازدید ماه : 57,679
  • بازدید سال : 177,076
  • بازدید کلی : 177,076
  • اطلاعات شما
  • آی پی : 35.172.230.21
  • مرورگر :
  • سیستم عامل :
  • امروز : شنبه 23 تیر 1403
تبلیغات
محل تبلیغات شما
درباره سایت
دانلود فیلم, دانلود فیلم خارجی, دانلود فیلم ایرانی, دانلود سریال ایرانی, دانلود انیمیشن, دانلود رایگان فیلم
آرشیو مطالب
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " همه چی دی ال | دانلود و تماشای آنلاین فیلم و سریال " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.